دو روز هی اومدم هی رفتم دیدم نمیشه هیچ صفحه ای رو باز کرد تو بـلاگفا. دیگه داشتم نا امید میشدم که برم یه جا دیگه بلاگم،که خودش ییهو درست شد و من بسی خوشحال...رونوشت بدون اصل میگه تو تلویزیون هم دربارش گفته...هـــــِه ایول ما مهمیم
این چند روزه چه خبر... خوب اول که ماشین ترکید رسما، باتری خالی کرد دقیقا وسط کوچه خاموش شد...خلاصه که شور و حال خاصی بود...
۵شنبه رفتم کلینیک...مثل خر عمل داشتیم من بودم و یه خانوم دیگه تا ساعت ۴ یه لنگه پا سر عمل بودم... دیگه حسابی بهشت رفت زیر پام انقده که به بشریت خدمت کردم!
بعد رفتیم بازم ولایت باز گیلاس چینی و باز خُسبش در هوای آزاد و حالی بردن از طبیعت.
دیگه... از صبح دارم buddha bar گوش میدم و نوشیدنی مناسب فصل (نسکافه داغ) مینوشم و میپزم و از زندگی لذت میبرم!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۶ ساعت توسط من
|