زندگی با تمام وسعت و عظمتش داره بهم نشادر میشه...مرض خودم کم بود مامان طفلی بازم سنگ کلیه گرفته،و من تنها موجودی هستم که باید پرستاری ازش کنم....پووووووووووووف

این بیخوابی پریشب هیچ فایده ای نداشت، خوبیش این بود که یه طرح برای این فـراخوان انجمن مجسمه سازان زد به مخم...دیروز زنگ زدم به برو بکس فهمیدم تا ۱۸ ام بیشتر فرصت نیست پس دوباره چهارنعل پیش میرویم شاید که انتخاب شدیم!

شاید خانوم والده رو ببرم امروز بیمارستان...دعا کن زود خوب بشه...

پریروز رفتم نمایشگاه هانیبال الخاص... سبک جالبی داشت،هر جای کارش هر چی دلش خواسته بود نوشته بود از شعر گرفته تا...تو یه تابلوش یه دیوار پایین کارش کشیده بود رو دیوارش نوشته بود: لطفا پای دیوار نـشاشید شاید نقاش قبلا خود این کار را کرده باشد!!!

 

 

پ.ن:

برای مرگ قسطی:امشب از اون دوستم که مامایی خونده میپرسم.

برای رونوشت بدون اصل:از لحاظ علمی و آناتومیکی خرتناق یه جایی بالاتر از خِرخِره هست! در جاهای مختلف استفاده های متفاوتی داره!مثلا:تا خرتناق فهمیدن= خر فهم شدن. تا خرتناق خوابیدن= در حد مرگ خوابیدن!و ...خلاصه گــَنده هر چیزی رو دراوردن از زور زیاده روی!

برای امیر :قربان من احتیاجی نیست فشار بیارم روزگار داره بد جوری فشار میاره جان جدم!

برای هیمدال:مرسی از آدرس،اگه برم حتما میرم همونجاکه گفتی میشینم ببینم تکیه بر جای بزرگان چه جوریه!