آخ نمیدونی چه لذتی داره بعد از دو روز خوابیدن تو رختخواب و زیر ۲تا پتو پرس شدن و هی سوپ خوردن و با دهن نفس کشیدن تو دستگاه بخور بتونی بلند شی و با دماغ یه نفس عمیق بکشی...تمام دو روز گذشته رو تو رختخواب گذروندم تا حدی که دیشب خانوم والده اومد به زور بلندم کرد که زخم بستر نگیرم!اومدم جلو تلویزیون ولو شدم این سریال حلقه سبز حاتمی کیا رو دیدم قسمت پیشش رو ندیده بودم این قسمتش هم از وسطاش تقریبا...هر لحظه فکر میکردم این پروتز دندون فرخ نژاد الانِ که بیوفته بیرون!دیگه اینکه از اونجاییکه بازیگرای زن ایران به طور مادرزایی در امر ضجه(زجه؟ظجه؟ذجه؟!!!) زدن تبحر خاص دارند ضجه(زجه؟ظجه؟ذجه؟!!!) های خانوم تیر انداز هم از این امر مستثناء نبود و الحق که کوتاهی نکرد! ... از موضوعش زیاد خوشم نیومد شاید بعدا خوشمان آمد خدای را چه دیدید!(حالا یکی بگه نیومد که نیومد به دَ رَ ک!!!)

پ.ن:برای اخوین وبلاگ نویسم:نامردین اگه برام رنگی تعریف نکنین که ۵شنبه چطور بود. مُردم از فضولی...