تبليغاتX
...من مینویسم پس هستم -
یادته گفتم بُز اوردم و روز امتحانم قطارها تاخیر داره؟...هیچی دیگه شنبه ،رفتنی هم شوهر خاله جان زحمت جابجایی بنده رو میکشن و بعد از امتحانم آقای خواستگار محترم میاد دنبالم 

من بدین سبب دیشب تصمیم گرفتم موهام رو رنگ بنمایم که سفیدیهاش نمایون نشه...خوب میشه حدس زد چی شد نه؟... نه دیگه اشتباه حدس زدی رنگش ریـده از آب در نیومد...به جاش موهای سفیدم مثل یه دسته.... همچنان بهم چشمک میزنن!!! این اینگلیسا با این چشمان چپشمان یه رنگ مو درست درمون ندارن!!! صد رحمت به همون رنگ کادوس خودمون با قرص های اکسیدان!!!!

یه چیزی تو زندگیم کشف کردم...اینکه هر موقع برنامه میریزم یه کاری کنم دقیقا و به دقت یه کار دیگه انجام میدم...مثلا یادمه اون موقع که کار میخواستم کنم نشستم سر درس ...بعد سر درس بودم ولی وقتم رو برای کار گذاشتم...بعد قبل اینکه بیام اینجا میخواستم دماغم رو عمل کنم و وقت عمل داشتم میگرفتم ولی بعد در عرض سه هفته پاشدم اومدم اینجا...الان اومدم اینجا درس بخونم ولی دارم با خواستگارم date میزارم...کلا من به برنامه ریزی تو زندگی خیلی اعتقاد دارم

دیگه همین فعلا...راستی دعام کن لطفا مرسی

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 توسط من |